حکمرانی در صنایع‌دستی و تاثیر آن بر اقتصاد و فرهنگ ایران

صنایع‌دستی ایران با رتبه اول جهانی، سهم ناچیزی از بازار بین المللی دارد. عبور از حکمرانی سنتی به سمت توانمندسازی، فناوری و بازارمحوری، کلید تحول این هنر- صنعت هویت بنیان است.

نرگس رجایی، مدیر کل آموزش و ترویج صنایع‌دستی در حکمرانی در صنایع دستی و تأثیر آن بر اقتصاد و فرهنگ ایران در یادداشتی نوشت: صنایع‌دستی ایران در جایگاهی پارادوکسیکال قرار دارد. از یک طرف باداران بودن ۱۷ شهر و روستای جهانی و رتبه اول تنوع و کیفیت در جهان، از غنای فرهنگی کم نظیری برخوردار است و از سوی دیگر سهم ایران از این بازار جهانی، با این ظرفیت و داشته‌های فرهنگی و تاریخی متناسب نیست. در این یادداشت با تمرکز بر نگاه حکمرانی، به تحلیل این شکاف و بررسی سیاست‌های این هنر- صنعت در سال‌های اخیر، در راستای تغییر ساختارهای کهنه، کاهش وابستگی به دولت و بهره‌گیری از فناوری می‌پردازم.

می‌دانیم که صنایع‌دستی فراتر از یک حرفه اقتصادی، تجلی‌گر هویت فرهنگی، انسجام ملی و اقتصاد هویت بنیان است.

این حوزه با اشتغال مستقیم و غیر مستقیم حدود ۸۰۰ هزار صنعتگر ( نزدیک به ۷۰ در صد بانوان)، نقشی حیاتی در معیشت خانوارها به ویژه در مناطق روستایی، عشایری و مرزی ایفا می‌کند. با این حال حکمرانی این حوزه مهم، در سالیان گذشته با چالش‌های ساختاری مواجه بوده که غفلت از فناوری‌های روز دنیا و وابستگی به حمایت‌های مستقیم دولتی از مهم‌ترین آن‌ها به شمار می‌رود که رویکرد دولت در  دو سال گذشته، معطوف به عبور از این چالش‌ها و ایجاد تحول در حکمرانی این بخش بوده است.

●غفلت از فناوری و از دست رفتن دوران طلایی:

یکی از بزرگترین غفلت‌های راهبردی در  ترویج صنایع دستی نادیده انگاشتن نقش فناوری در زنجیره ارزش صنایع دستی بوده است. این غفلت موجب شد تا ایران از دوران طلایی ادغام صنایع دستی با اقتصاد دیجیتال  و بازارهای جهانی آنلاین باز بماند. در حالی که جهان از پلتفرم‌های تجارت الکترونیک، بازاریابی دیجیتال  و حتی فناوری‌هایی مانند چاپ سه بعدی و برش لیزری برای ارتقای طراحی و تولید استفاده می‌کرد، صنایع دستی ایران دور از بازارهای بین‌المللی باقی ماند و نتیجه این شد که سهم ناچیز ایران از این بازارها با ضعف در برندینگ، بسته‌بندی و شناخت سلیقه بازارهای هدف همراه شد. البته موارد دیگری همچون عدم دسترسی به مواد اولیه با کیفیت و عدم به روزرسانی محصولات صنایع دستی در یک مقطع زمانی نیز صدماتی را به این هنر-صنعت وارد کرد.

●وابستگی به ساختارهای کهنه حمایتی:

حمایت‌های مستقیم و متمرکز دولتی به صنایع دستی اگر چه در کوتاه مدت به بقای برخی رشته‌ها کمک کرده است اما در بلند مدت می‌تواند باعث کاهش انگیزه و خلاقیت در بخش خصوصی و تعاونی‌ها، همچنین عدم شکل‌گیری زنجیره ارزش مستقل و بازار محور گردد. این حمایت‌ها می‌تواند موجب تداوم روش‌های سنتی تولید و فروش و دور ماندن از نیازهای کاربردی بازار باشد و به موجب آن استقلال اقتصادی هنرمندان و پایداری کسب و کار آن‌ها را تضعیف کند.

●تحول در حکمرانی، رویکردها و اقدامات:

تفویض اختیار به استان‌ها با هدف مقابله با بوروکراسی و تمرکز زدایی یکی از اتفاق‌های خوب در سال‌های گذشته بوده است، اهمیت موضوع اینجاست که مدیران استانی می‌توانند برنامه‌هایشان را متناسب با آمایش سرزمینی و مزیت‌های منطقه‌ای اجرا کنند.

●حمایت از نهادهای دانش بنیان و خلاق:

 قطعاً با حمایت ازایده‌ها و خلاقیت‌های نوآورانه، صنایع دستی در مسیر رشد و توسعه بیشتری قرار خواهد گرفت.

(در سال‌های اخیر نزدیک به ۴۰ مجموعه دانش بنیان و خلاق در حوزه صنایع دستی شناسایی و حمایت شده‌اند. )

●تأکید بر تولیدات کاربردی صنایع دستی:

صنایع دستی در گذشته‌های دور و نزدیک و در زیست بوم انسانی، نقشی حیاتی و ملموس داشته است و می‌تواند با استفاده از رویکردهای نوین امروزی در طراحی و تولید، سهم بالایی از این حضور را در زندگی امروز با حفظ اصالت‌ها داشته باشد ( برگزاری سه دوره رویداد ملی «سه گام» تعامل بین طراحان، تولیدکنندگان و بازرگانان برگزار شده تا محصولات علاوه بر زیبایی، کاربردی و منطبق با نیازهای زندگی روزمره باشند).

●تحول در نمایشگاه‌های داخلی و خارجی:

کیفیت بخشی و توسعه کمی و کیفی نمایشگاه‌ها، در دستور کار بوده است

قطعاً و در این راستا  باید از برگزاری نمایشگاه‌های صرفاً نمایشی فاصله بگیریم و بر نمایشگاه‌های تجاری، ملی و بین‌المللی با قابلیت فروش مستقیم و ایجاد شبکه‌سازی متمرکز شویم.

●تحول در حوزه‌های آموزشی و ترویجی:

آینده پژوهی و کاربردی‌سازی باید در اولویت قرار داشته باشد، آموزش‌ها می‌بایست از حالت صرفاً حفظ کردن فنون سنتی خارج شده و به سمت آینده پژوهی، کاربردی‌سازی و پاسخگویی به نیازهای بازار سوق داده شود. که هم اکنون در این مسیر ادامه می‌دهد.

●توسعه آموزش‌های تخصصی و عمومی:

علاوه بر تدوین و استاندادسازی رشته‌های آموزشی این حوزه  باید برنامه‌هایی برای ارتقای مهارت‌های بازاریابی، صادرات  و تجارت الکترونیک در نظر گرفته شود تا صنعتگران بتوانند محصولات خود را مستقل‌تر به فروش برسانند.

رویکرد حکمرانی نوین به صنایع د ستی، در حال‌گذار از حمایت‌گری متمرکز به توانمندسازی و هدایت غیر مستقیم بازار محور است که این تحول می‌تواند شامل این چهار رکن اصلی باشد:

۱-کاهش وابستگی به دولت از طریق تقویت بخش خصوصی، تعاونی‌ها و ایجاد زنجیره ارزش مستقل.

۲- بهره‌گیری حداکثری از فناوری در طراحی، تولید، بازاریابی و فروش برای جبران زمان از دست رفته.

۳-تغییر نگرش در حمایت از «حمایت مالی صرف»  به «ایجاد بستر و فرصت‌های فروش و صادرات»

۴- کاربردی و زیستی کردن محصولات برای بازگرداندن صنایع دستی به بطن زندگی مردم و افزایش تقاضای داخلی و خارجی.

●نکته آخر:

صنایع دستی امروز ایران نه صرفاً به عنوان یک منبع درآمد ارزی، بلکه به عنوان ابزاری  برای تحقق اقتصاد مقاومتی، حفظ هویت ملی، ایجاد اشتغال پایدار و توزیع عادلانه فرصت‌ها در جغرافیای متنوع ایران تعریف می‌شود. موفقیت این تحول، منوط به تداوم مسیر، رفع موانع ساختاری است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405012901621
دبیر مرضیه امیری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha